باغ بی برگی من از تاریکی پا به دنیای پر از نور گذاشت رفت از ذهن زمین سالی که رنگ دلمردهی تنهایی داشت شاخهها غرق فراوانی گل، ریشهها دست در آغوش زمین رودها تا دل دریا روشن، آبها تا سر چشمه شیرین برگ میرقصد و باد از غوغا سر بی تابی باران دارد باغ من خستگی طولانی از تماشای زمستان دارد نهر آبی که در این آبادی است بذر امید در این خاک بکاشت غرق بی تابی گندمها شو، فکر دلتنگی این مزرعه باش زیر آرامش چتر خورشید، رقص بی تابی نور و سایه است سهم آبادی این تابستان رونق باغچهی همسایه است رونق باغچهی همسایه است

گر تو نیایی
سالار عقیلی

برای تو بمیرم ای ایرانم
سالار عقیلی

آن سوی شیدایی
سالار عقیلی

پاییز
سالار عقیلی

آرام جان
سالار عقیلی، ایرج خواجه امیری

تب دیوانگی
سالار عقیلی

خشکسالی
سالار عقیلی

کوی عشق
سالار عقیلی

چی میکشم
سالار عقیلی

برای مردمم
سالار عقیلی

خیابانهای دلتنگی
سالار عقیلی

کنار من باش
سالار عقیلی

دلبر جان
سالار عقیلی

چراغ
سالار عقیلی

بی قرار
سالار عقیلی

نفس بریده
سالار عقیلی

بغض پنهان
سالار عقیلی

نوروز عشق
سالار عقیلی

سفیر عشق
سالار عقیلی

نگار بی وفا
سالار عقیلی

خداحافظی مکن
سالار عقیلی

سپید یا سیاه
سالار عقیلی

سیاه و سفید
سالار عقیلی

هوای تو
سالار عقیلی

این که دلتنگ توام
سالار عقیلی

دلبسته شدم
سالار عقیلی

همدم
سالار عقیلی

باران بهاری
سالار عقیلی

پریدخت
سالار عقیلی

میترسم
سالار عقیلی