امروز نه آغاز و نه انجامِ جهان است ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری دانی که رسیدن هنر گامِ زمان است تو رهرو دیرینه ی سر منزل عشقی بنگر که ز خون تو به هر گام نشان است آبی که بر آسود زمینش بخورد زود دریا شود آن رود که پیوسته روان است مشاهده مطالب بیشتر در کانال تلگرام ما از روی تو دل کندنم آموخت زمانه این دیده از آن روست که خونابه فشان است روزی که بجنبد نفس بادِ بهاری بینی که گل و سبزه کران تا به کران است ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی دردی ست درین سینه که همزاد جهان است خون میچکد از دیده در این کنجِ صبوری این صبر که من میکنم افشردن جان است

گر تو نیایی
سالار عقیلی

برای تو بمیرم ای ایرانم
سالار عقیلی

آن سوی شیدایی
سالار عقیلی

جان من ایران
سالار عقیلی

رویای من
سالار عقیلی

تب دیوانگی
سالار عقیلی

نفس
سالار عقیلی

خشکسالی
سالار عقیلی

کوی عشق
سالار عقیلی

خیابانهای دلتنگی
سالار عقیلی

چه روزایی
سالار عقیلی

کنار من باش
سالار عقیلی

نازنین
سالار عقیلی، مصطفی جلالی پور

دلبر جان
سالار عقیلی

چراغ
سالار عقیلی

بی قرار
سالار عقیلی

بغض پنهان
سالار عقیلی

دعوت
سالار عقیلی

عشق بازیچه تماشا
سالار عقیلی

نگار بی وفا
سالار عقیلی

ققنوس
سالار عقیلی، پویا سرایی

خداحافظی مکن
سالار عقیلی

سیاه و سفید
سالار عقیلی

هوای تو
سالار عقیلی

زلف را شانه مزن
سالار عقیلی

این که دلتنگ توام
سالار عقیلی

مادر
سالار عقیلی

ریشه در خاک
سالار عقیلی

میترسم
سالار عقیلی

نگار
سالار عقیلی