رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن ترک من خراب شبگرد مبتلا کن ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن خیره کشی است ما را دارد دلی چو خارا بکشد کسش نگوید تدبیر خونبها کن بر شاه خوب رویان واجب وفا نباشد ای زردروی عاشق تو صبر کن وفا کن دردی است غیر مردن کان را دوا نباشد پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن خیره کشی است ما را دارد دلی چو خارا بکشد کسش نگوید تدبیر خونبها کن بر شاه خوب رویان واجب وفا نباشد ای زردروی عاشق تو صبر کن وفا کن ای زردروی عاشق تو صبر کن وفا کن

گر تو نیایی
سالار عقیلی

آن سوی شیدایی
سالار عقیلی

دلتنگی
سالار عقیلی

رویای من
سالار عقیلی

تب دیوانگی
سالار عقیلی

نفس
سالار عقیلی

خشکسالی
سالار عقیلی

چی میکشم
سالار عقیلی

رفتی سفر
سالار عقیلی

چه روزایی
سالار عقیلی

همصدا
سالار عقیلی

کنار من باش
سالار عقیلی

نازنین
سالار عقیلی، مصطفی جلالی پور

دلبر جان
سالار عقیلی

نفس بریده
سالار عقیلی

دعوت
سالار عقیلی

نوروز عشق
سالار عقیلی

عشق بازیچه تماشا
سالار عقیلی

نگار بی وفا
سالار عقیلی

سپید یا سیاه
سالار عقیلی

سیاه و سفید
سالار عقیلی

هوای تو
سالار عقیلی

این که دلتنگ توام
سالار عقیلی

همدم
سالار عقیلی

باران بهاری
سالار عقیلی

مادر
سالار عقیلی

ریشه در خاک
سالار عقیلی

میترسم
سالار عقیلی

نگار
سالار عقیلی

نگاه
سالار عقیلی