
شهر خیابانهای دلتنگی بغض هزاران آدم سنگی شهری که در آن عطر باران نیست لبخند و گل در آن فراوان نیست باید که عاشق تر شود این شهر در خواب آدم های با هم قهر ایکاش با خود سر نمی کردم این شهر را باور نمی کردم ایکاش حالم با تو بهتر بود یا شهر من یک شهر دیگر بود شهری که گم کرده صدایش را هی می شمارد برجهایش را شهری که زنهایش بی آوازند مردانش آسان دل نمی بازند شهری که رفته در غبار و دود شهر عروسک های خواب آلود روزی که معصومانه گل چیدیم تنهایی هم را نفهمیدیم ماندیم تنها خسته از تردید گلهایمان در دستمان خشکید ما در قفس گفتیم آزادیم ما گل به دست هم نمی دادیم جای نوازش زخم می خوردیم ما زندگی کردیم یا مردیم؟ این شهر روزی جای ماندن بود یک نیمکت جای تو با من بود چشمان ما دریای خواهش بود دستان ما فکر نوازش بود

نفس بریده
سالار عقیلی

خداحافظی مکن
سالار عقیلی

عشق بازیچه تماشا
سالار عقیلی

مادر
سالار عقیلی

تب دیوانگی
سالار عقیلی

خشکسالی
سالار عقیلی

ققنوس
سالار عقیلی، پویا سرایی

دلتنگی
سالار عقیلی

زلف را شانه مزن
سالار عقیلی

سفیر عشق
سالار عقیلی

جان من ایران
سالار عقیلی

آرام جان
سالار عقیلی، ایرج خواجه امیری

همدم
سالار عقیلی

مجنون بی لیلا
سالار عقیلی

دلبر جان
سالار عقیلی

سپید یا سیاه
سالار عقیلی

پریدخت
سالار عقیلی

نوروز عشق
سالار عقیلی

نفس
سالار عقیلی

رویای من
سالار عقیلی

همصدا
سالار عقیلی

سیاه و سفید
سالار عقیلی

پاییز
سالار عقیلی

نگار بی وفا
سالار عقیلی

بغض پنهان
سالار عقیلی

برای تو بمیرم ای ایرانم
سالار عقیلی

آن سوی شیدایی
سالار عقیلی

آتش عشق
سالار عقیلی

چه روزایی
سالار عقیلی

برای مردمم
سالار عقیلی