گفتم رخت ندیدم گفتا ندیده باشی گفتم ز غم خمیدم گفتا خمیده باشی گفتم ز گلستانت گفتا که بوی بردی گفتم گلی نچیدم گفتا نچیده باشی گفتم ز خود بریدم آن باده تا چشیدم گفتا چه زان چشیدی از خود بریده باشی گفتم بکام وصلت خواهم رسید روزی گفتا که نیک بنگر شاید رسیده باشی گفتم بکام وصلت خواهم رسید روزی گفتا که نیک بنگر شاید رسیده باشی گفتم که در فراقت بس خوندل که خوردم گفتا که سهل باشد جورم کشیده باشی گفتم جفات تا کی گفتا همیشه باشد از ما وفا نیاید شاید شنیده باشی گفتم شراب لطفت آیا چه طعم دارد گفتا گهی ز قهرم شاید مزیده باشی گفتم که طعم آن لب گفتا ز حسرت آن جان بر لبت چه آید شاید چشیده باشی گفتم بکام وصلت خواهم رسید روزی گفتا که نیک بنگر شاید رسیده باشی خود را اگر نه بینی از وصل گل بچینی کار تو فیض اینست خود را ندیده باشی

خانه
سینا سرلک

مزرعه
سینا سرلک

عزیزم
سینا سرلک

بی وفایی
سینا سرلک، محسن لرستانی

گوش کن
سینا سرلک

پرواز
سینا سرلک

آدم برفی
سینا سرلک

این حق ما نبوده دنیا
سینا سرلک

خزر
سینا سرلک

فرشته
سینا سرلک

بخون از بغض این مردم
سینا سرلک

عشق محال
سینا سرلک

سراب
سینا سرلک

دوباره
سینا سرلک

چرا ساکتی
سینا سرلک، مهراد جم

نیمه ی پنهان
سینا سرلک

یار منی
سینا سرلک

دلشوره
سینا سرلک

بیگانه
سینا سرلک

کجایی نگارم
سینا سرلک

پیلوت
سینا سرلک

روزگار
سینا سرلک، مصطفی پاشایی

بهار
سینا سرلک

دختر گل فروش
سینا سرلک

هفت شهر عشق
سینا سرلک

دنیا
سینا سرلک

دوست دارم
سینا سرلک

عشق
سینا سرلک

صف شلوغ فقر
سینا سرلک

ماه خجالتی
سینا سرلک