
در جاده هراز رودی پر از خروش دشتی پر از علف بر مرکبی سوار گم کرده راه خویش تنها و بی هدف دیدم کنار راه جایی نوشته بود تهران از این طرف یادت بهانه شد کم کم ترانه شد تهران از این طرف یادت بهانه شد کم کم ترانه شد تهران از این طرف دیدم پرنده ای نوک میزند به برگ با کوه گفت و گو با قله ها به حرف پر زد پرک پرک با بال های سرد از شمشک و دیزین تا دره ی اوین یادت بهانه شد کم کم ترانه شد تهران از این طرف یادت بهانه شد کم کم ترانه شد تهران از این طرف مردی که مینواخت با آه های خویش در نای نی لبک مردی که میگریست با چشم آسمان بالاتر از ونک یادت بهانه شد کم کم ترانه شد تهران از این طرف یادت بهانه شد کم کم ترانه شد تهران از این طرف یادت بهانه شد کم کم ترانه شد تهران از این طرف یادت بهانه شد کم کم ترانه شد تهران از این طرف

صف شلوغ فقر
سینا سرلک

یار منی
سینا سرلک

چرا ساکتی
سینا سرلک، مهراد جم

مزرعه
سینا سرلک

من بی تو حالم خوب نیست
سینا سرلک

پرواز
سینا سرلک

جان منی
سینا سرلک

دلشوره
سینا سرلک

بیگانه
سینا سرلک

بهار
سینا سرلک

این حق ما نبوده دنیا
سینا سرلک

دلتنگی
سینا سرلک

خانه
سینا سرلک

عشق محال
سینا سرلک

پیلوت
سینا سرلک

خزر
سینا سرلک

سراب
سینا سرلک

چیزی بگو
سینا سرلک

بخند رفیق
سینا سرلک

بدون تو
سینا سرلک

آغوش سرد
سینا سرلک

یار قدیمی
سینا سرلک

تو یار من باش
سینا سرلک

کجایی نگارم
سینا سرلک

نیمه ی پنهان
سینا سرلک

دنیا
سینا سرلک

دوباره
سینا سرلک

دوست دارم
سینا سرلک

آدم برفی
سینا سرلک

عیده
شهیاد، سینا سرلک