درونِ من قبریست ، که تختِ خوابِ من است مرا بجای به خاک ، به خواب بسپارید تمامِ مالم را ، به نیل میبخشم عصایِ موسی را ، به آب بسپارید مرا رفیقانم ، به سخره میگیرند بریده دستم را ، غلافِ شمشیرم زمین اگر گرد است ، که را نمیبینم جهان اگر فانیست ، چرا نمیمیرم؟ به مرگ میخواهم ، اگر چه یک ساعت دوباره طایفه ام ، در آشتی باشد شناورم بر نیل ، و آب گورِ من است و ماهیان بر من ، گلاب میپاشند به طعنه میگویم که خوب و خرسندم زبانِ طعنه ی من ، همیشه کوتاه است کسی چه میداند ، کسی چه میفهمد که یوسفی یک عمر ، درونِ این چاه است درونِ من قبریست ، که تختِ خوابِ من است مرا بجای به خاک ، به خواب بسپارید تمامِ مالم را ، به نیل میبخشم عصایِ موسی را ، به آب بسپارید

مرد با آینه هم قهر
سینا پارسیان

راهزن
سینا پارسیان

اسب سیاه
سینا پارسیان

کبوتر
سینا پارسیان

مستی
سینا پارسیان

وارونه وار
سینا پارسیان

قلابی
پرستو، سینا پارسیان

دایره
سینا پارسیان

کم دارمت
سینا پارسیان

الّا و بلّا
پرستو، سینا پارسیان

وقتی نیستی
سینا پارسیان

پیغمبر
سینا پارسیان

کی
سینا پارسیان

نیجریه
پرستو، سینا پارسیان

زرگر
پرستو، سینا پارسیان

زهرچشم
سینا پارسیان

قطار
سینا پارسیان

تکیه گاه
پرستو، سینا پارسیان

اِل
پرستو، سینا پارسیان

آشیل
پرستو، سینا پارسیان

بهتر که رفتی
سینا پارسیان

همسایه
سینا پارسیان

ماه
سینا پارسیان

کشتی 2
سینا پارسیان

این راهش نیست
سینا پارسیان

شیرین
سینا پارسیان

شیرین
سینا پارسیان

جنگ جهانی
سینا پارسیان

بدو بدتر
سینا پارسیان

کشتی
سینا پارسیان