دو هزار تا راهِ روشن، دو هزار تا چاهِ تاریک تووی چشمایِ تو حتی از خودِ خدا دو تا بود توو اتاقِ آرزو هام، هیچی نیست هیچی نمیخوام
…
جنوب
سینا پارسیان
رو دست
مدال
راهزن
کبوتر
دیوار کج
قطار 2
مستی
بی کشتی
پرستو
انتها
تولد
دایره
مارادونا
نمیتونی
کشتی ۴
کی
زرگر
پرستو، سینا پارسیان
زهرچشم
قطار
تکیه گاه
کشتی 3
آشیل
یک پیرزن مرده
رگ
عصای موسی
عزیز جون
چی بگم
کشتی 2
اصرار
این راهش نیست