منم آن تیزیِ کندی که نبُرید تو را با توام ترسِ پسِ گردنِ اسماعیلم پیشِ هر کس که نشستی بدِ ما را گفتی زِ چه رو آه مگر من پدرِ قابیلم سینه ام را سپرت کردم و این شد مُزدم مستطیلِ کفن و لودِ زمین شد مزدم وای بر من که اگر عشق سرا هم باشد واردِ جنگِ صلیبی شده ام با ایلم درگریزی زِ من و قافلی از سینه ی من خشتِ خامی که نیفتاده در آیینه یِ من به چه میمانم اگر دور بگیری بروی هندِ مغمومِ پُر از مقبره های فیلَم گفته بودی همگان در طلبِ رویِ تواند همگان شیفته ی غمزه ی آهوی تواند نوبتی بود اگر نوبتِ من بود دگَر بر سرِ جایِ خودش بود اگر زنبیلم گفته بودی همگان در طلبِ رویِ تواند همگان شیفته ی غمزه ی آهوی تواند نوبتی بود اگر نوبتِ من بود دگَر بر سرِ جایِ خودش بود اگر زنبیلم زِ تو گهگاه به من خیر رسیده است ولی عاشقم خیرِ سرم آه درست است ولی این همه سال گذشته است نمیدانم تو نقطه ی قوتی یا پاشنه ی آشیلم زِ تو گهگاه به من خیر رسیده است ولی عاشقم خیرِ سرم آه درست است ولی این همه سال گذشته است نمیدانم تو نقطه ی قوتی یا پاشنه ی آشیلم

رو دست
سینا پارسیان

مرد با آینه هم قهر
سینا پارسیان

اسب سیاه
سینا پارسیان

کبوتر
سینا پارسیان

قسم آخر
سینا پارسیان

مستی
سینا پارسیان

بی کشتی
پرستو

وارونه وار
سینا پارسیان

انتها
سینا پارسیان

خالی
سینا پارسیان

تولد
پرستو

خیزستان
سینا پارسیان

کم دارمت
سینا پارسیان

مصر
پرستو، سینا پارسیان

نمیتونی
سینا پارسیان

کی
سینا پارسیان

زرگر
پرستو، سینا پارسیان

قطار
سینا پارسیان

کشتی 3
سینا پارسیان

اِل
پرستو، سینا پارسیان

یک پیرزن مرده
پرستو، سینا پارسیان

رگ
پرستو، سینا پارسیان

عصای موسی
سینا پارسیان

بهتر که رفتی
سینا پارسیان

عزیز جون
پرستو

همسایه
سینا پارسیان

کشتی 2
سینا پارسیان

منفی پنج
سینا پارسیان

شیرین
سینا پارسیان

شیرین
سینا پارسیان