در فصل بارش سنگ ،همچو آیینه بمان بر جان دشت تشنه، بنویس از عطر بهاران در انتظار فردا ،شب را سحر کن با کوله باری از نور ازشب گذر کن سر مست و عاشقانه در خود نظر کن بشکن در قفس را ،از تن رها شو درمان درد دردمندان را دوا شو از خود دمی برون آ، محو خدا شو خورشیدی، در جان تو پنهان است دریا از، یاد تو پریشان است عاشق شو، زیرا عاشق انسان است خورشیدی، در جان تو پنهان است دریا از ،یاد تو پریشان است عاشق شو، زیرا عاشق انسان است دنیا در چشم عاشق نفسی ست بی عشق، عالم قفسی ست آزاد از بند و دام قفس شو با عشق هم نفس شو در انتظار فردا، شب را سحر کن با کوله باری از نور از شب گذر کن سر مست و عاشقانه در خود نظر کن بشکن در قفس را از تن رها شو درمان درد دردمندان را دوا شو از خود دمی برون آ محو خدا شو خورشیدی در جان تو پنهان است دریا از یاد تو پریشان است عاشق شو، زیرا عاشق انسان است
متن کامل آهنگ
گر تو نیایی
سالار عقیلی

آن سوی شیدایی
سالار عقیلی

مجنون بی لیلا
سالار عقیلی

دلتنگی
سالار عقیلی

تب دیوانگی
سالار عقیلی

نفس
سالار عقیلی

چی میکشم
سالار عقیلی

آتش عشق
سالار عقیلی

خیابانهای دلتنگی
سالار عقیلی

همصدا
سالار عقیلی

نازنین
سالار عقیلی، مصطفی جلالی پور

دلبر جان
سالار عقیلی

چراغ
سالار عقیلی

بی قرار
سالار عقیلی

نفس بریده
سالار عقیلی

بغض پنهان
سالار عقیلی

دعوت
سالار عقیلی

آهنگ جهانگردی سعدی
سالار عقیلی

عشق بازیچه تماشا
سالار عقیلی

سپید یا سیاه
سالار عقیلی

سیاه و سفید
سالار عقیلی

هوای تو
سالار عقیلی

این که دلتنگ توام
سالار عقیلی

دلبسته شدم
سالار عقیلی

همدم
سالار عقیلی

باران بهاری
سالار عقیلی

مادر
سالار عقیلی

پریدخت
سالار عقیلی

ریشه در خاک
سالار عقیلی

میترسم
سالار عقیلی