
از دور ندا داد برادر برده اند سر و دست و تنم را بستند به ناحق ره حق را کشتند گلوی نفسم را دستی که بدادی به خدایت دستان خدا بود، بریدند آن دست ببرد سر هر را خشکانده همه کار و کسم را بی دست به دیدار خدا شو خود مست به دیدار خدا شو سیراب شوی از بر معبود من نیز شکستم قفسم را هر آنچه که دلبستگی ام بود از بند دل و جان برادر دادم به رهش جانم و حتی فرزند صغیر نورسم را من تاج چه خواهم که نیرزد تاجی که پر از نخوت و رنگ است من در پی حق آمده بودم بر تیغ کشانم هوسم را گر باز بیایم به زمانت گر باز کشانند به تیغم تقدیم کنم جان و سرم را تعظیم کنم دادرسم را لبخند نیامد به لبانم از فتنه ی گردن به جرس ها رو ترش کنم اهل هوس را عباس بداند عبسم را لبخند نیامد به لبانم از فتنه ی گردن به جرس ها رو ترش کنم اهل هوس را عباس بداند عبسم را هر بار بیاید شب هجران در گور بلرزد تن شیطان افتاده ز چشم نور، بنگر خود نور مزار خلصم را آن ذبح خیالش که بریده است اما به زمین هرزه ی خود را این داس هرس کرد هوس را خود آ به تماشا هرسم را

ساعت دیواری
محسن چاووشی

ماهی کنار رود
محسن چاووشی

اسدالله
محسن چاووشی

کولی
محسن چاووشی

رود سوخته
محسن چاووشی

رهایم کن
محسن چاووشی

زخم کاری
محسن چاووشی

پناه
محسن چاووشی

یه پاییز
محسن چاووشی

دوست داشتم
محسن چاووشی

یاد چشم تو میوفتم
محسن چاووشی

بعد از تو
محسن چاووشی

همین مونده بود
محسن چاووشی

لباس نو
محسن چاووشی

نفس
محسن چاووشی

دیوونه - رمیکس
محسن چاووشی، فرشاد حسامی

بی بدن
محسن چاووشی

تیکه ی کوچیک
محسن چاووشی

باب دلمی
محسن چاووشی

عدل موثق
محسن چاووشی

بعد از تو
محسن چاووشی

قشنگ من
محسن چاووشی

شدت میدان
محسن چاووشی

علی
محسن چاووشی

بامداد خمار
محسن چاووشی

سنگ صبور
محسن چاووشی

زخمی آفتاب
محسن چاووشی

همگناه
محسن چاووشی

من باید میرفتم
محسن چاووشی

جهان لاغر
محسن چاووشی