
تمام قطره های پاک باران های غربت را قسم دادم پیامم را برای قاصد شبهای دلتنگی فرستادم نبودی و برای دیدنت هر شب به حال گریه افتادم فقط از زنده بودن لحظه های ناب با تو مانده در یادم همان جایی که دستم را رها کردی نشستم بی تو سرگردان نمی دانی که قلب پرپری با حسرتت جا مانده در باران مرا اندازه ی یک خاطره در گوشه ای از یاد خود بنشان که من آوازه خوانم دوره گرد کوچه های شهر خاموشان شب مستی نمی ارزد به چنین صبح خماری غم من چاره ندارد تو مرا دوست نداری کاش می شد که از اول به دلم پا نگذاری جان به جانم شده اما تو مرا دوست نداری تو مرا دوست نداری چگونه می توانم اینهمه غم را در این سینه نگه دارم چگونه آرزویم را به دوش بیقرار باد بسپارم چنان بی تکیه گاهم که تمام لحظه هارا بی تو ناچارم برای گریه کردن سر به روی شانه ی بیگانه بگذارم مرا در غربت سرد بیایان های بی مجنون رها کردی تو بر ویرانه های قلب من یک بیستون آخر بنا کردی مرا با تیشه و فرهاد و عاشق پیشگی ها آشنا کردی بسوزد پیرت ای دنیا چه ها کردی چه ها کردی چه ها کردی شب مستی نمی ارزد به چنین صبح خماری غم من چاره ندارد تو مرا دوست نداری کاش می شد که از اول به دلم پا نگذاری جان به جانم شده اما تو مرا دوست نداری تو مرا دوست نداری

خط پایان
علی زند وکیلی

چه زیبایی
علی زند وکیلی

باورم کن
علی زند وکیلی

زهره - رمیکس
علی زند وکیلی

گل سرخ
علی زند وکیلی

بر باد رفته
علی زند وکیلی

ای ساقی
علی زند وکیلی

کنام شیران
علی زند وکیلی

باز بهار اومد
علی زند وکیلی

بی تابانه
علی زند وکیلی

قرار من
علی زند وکیلی

زیباترین رویا - اجرای زنده
علی زند وکیلی

دنیای بی رحم
علی زند وکیلی

لحظه شیرین
علی زند وکیلی

فصل زرد
علی زند وکیلی

کوه قاف
مهران مدیری، علی زند وکیلی

روسری آبی
علی زند وکیلی

صنم
علی زند وکیلی

کاروان
علی زند وکیلی

فصل پریشانی
علی زند وکیلی

نقاب
علی زند وکیلی

آخرین آواز - نسخه جدید
علی زند وکیلی

گلهای شمعدانی
علی زند وکیلی

تار رباب
علی زند وکیلی

رقص سایه ها
علی زند وکیلی

رهایی
علی زند وکیلی

نگاه تو
علی زند وکیلی

رفیق
علی زند وکیلی

خواب پریشان
علی زند وکیلی

آخرین آواز
علی زند وکیلی