نمیشناسیام از بس که زخم خورده تنم نمیشناسیام اما منم سلام رفیق سلامتیِ تو را فریاد میزند آن کس که زهر ریخته چشمش درونِ جام رفیق میان شعلهی عشقی که نیست میسوزد شناسنامهی یک عهد بیدوام رفیق چو ابر غرش ما حکم بغض و باران است رسیده فصل گریههای ناتمام رفیق دلم گرفته از این شهر، شهر بیمرام رفیق از این جماعت در فکر انتقام رفیق کجای این شب، شبِ بیاعتبار گریه کنم به روی امنیت شانهی کدام رفیق؟ نگو غریبه غمت را چرا نمیفهمد که حال و روز تو را آشنا نمیفهمد چه شرح میدهی احوال نابسامان را؟ که هرکه بغض ندارد تو را نمیفهمد به یادگار بماند گلایهام به شما که اعتماد ندارم به سایهام به شما به هرچه درد که دارم قسم، قسم به شما که هرچه بد بنویسم نمیرسم به شما دلم گرفته از این شهر، شهر بیمرام رفیق از این جماعت در فکر انتقام رفیق کجای این شب، شبِ بیاعتبار گریه کنم به روی امنیت شانهی کدام رفیق؟
متن کامل آهنگ
تار رباب
علی زند وکیلی

رهایی
علی زند وکیلی

رقص سایه ها
علی زند وکیلی

کوه قاف
مهران مدیری، علی زند وکیلی

وطن
علی زند وکیلی

راز
علی زند وکیلی

زندگی کن
علی زند وکیلی

زهره - رمیکس
علی زند وکیلی

بی تفاوتی
علی زند وکیلی

دنیای بی رحم - زنده
علی زند وکیلی

زیبا ترین رویا
علی زند وکیلی

صنم
علی زند وکیلی

قرار من
علی زند وکیلی

فصل پریشانی
علی زند وکیلی

آخرین آواز
علی زند وکیلی

بر باد رفته
علی زند وکیلی

جاده شب
علی زند وکیلی

گل سرخ
علی زند وکیلی

روسری آبی
علی زند وکیلی

دنیای بی رحم
علی زند وکیلی

شهر حسود
علی زند وکیلی

ستار خان
علی زند وکیلی

باورم کن
علی زند وکیلی

فصل زرد
علی زند وکیلی

آخرین رویا
علی زند وکیلی

باهار شیراز
علی زند وکیلی

باز بهار اومد
علی زند وکیلی

کاروان
علی زند وکیلی

بی تابانه
علی زند وکیلی

پادری
علی زند وکیلی