
وقتی از شهر به پرواز در آمد تن تو دست در گردنم انداخت غم رفتن تو پشت هر پنجره یک بغض به یادت گل کرد زنده شد در دل شب خاطره ی روشن تو تا شفاعت گر چشمان سیاهم باشی سالها سوختم سالها سوختم در تب پیراهن تو در تب پیراهن تو, در تب پیراهن تو حجم این شهر که امروز پر از عطر گل است لحظه ای پر شده از خاطره بودن تو نامت امنیت و لبخند تو آرامش من من نفس میکشم از خنده ی زخم تن تو آخر این خاطره ی لحظه ی پرواز تو بود خواب سنگین منو سادگی رفتن تو تا شفاعت گر چشمان سیاهم باشی

تا آسمان
محمد معتمدی

هزار آرزو
محمد معتمدی

برف
محمد معتمدی

یلدا
محمد معتمدی

شهر خردمند
محمد معتمدی

شرایط خاص
محمد معتمدی

لحظه گرگ و میش
محمد معتمدی

سیانور
محمد معتمدی

عاشقم
محمد معتمدی

زنده باد ایران
محمد معتمدی

حالا که می روی
محمد معتمدی

حالا که میروی
محمد معتمدی

پاییز
محمد معتمدی

کوبار
محمد معتمدی

یلدا
محمد معتمدی

و ناگهان
محمد معتمدی

قاب آه
محمد معتمدی

غم دل
محمد معتمدی

پناه آخر
محمد معتمدی

تو زنده ای
محمد معتمدی

آرام من
محمد معتمدی

بهانه ای برای گریستن
محمد معتمدی

ایران من
محمد معتمدی

کویر
محمد معتمدی

ایرانم
محمد معتمدی

جان ایران
محمد معتمدی

خورشید
محمد معتمدی

تنگ تنهایی
محمد معتمدی

پروا
محمد معتمدی

روئین تن
محمد معتمدی