وای از این بارونایی که میباره و بندم نمیاد وای از اون روزی که میزاره میره و دیگه نمیاد یه بغضی میاد سراغت مه میگیره هواتو لک میزنه دلت یه بار بشنوی باز صداشو خاطره هارو مو به مو میری میری تا آخر وای که از این خاطره های سرسآم آور نیمه های شب تنها جای نفس فقط دوده اره دوده زیادی خوب باشی یه روز میبینی تقصیر خودت بوده دم دم های صبح هوا داره روشن میشه اما تو دلت تاریکیه همون شب بارونیو میخواد دلت بارون میخواد آزادیِ بی تو یعنی انفرادی تو حتی رفتی و بهم خبر ندادی نبودنت حبس ابد برام بریده به جرم اینکه دوستت دارم زیادی هرجا دلم گرفته باعثش تو بودی توو این روزا میخواستمت اما نبودی بزن بارون بزن بارون بشور اشکامو فقط خودت باید بشنوی این حرفامو