بی آن که چیزی یادمان باشد بی آن که حرفی در میان باشد بگذر ز من بگذار تا تنها یک ماه در این آسمان باشد تقدیر من این است راهی نیست عشقی که گاهی هست گاهی نیست شکی در این که بی گناهی نیست اما ز من دوری کن و بگذر بی آن که حرفی در میان باشد تو را می بوسم از دور ولی با نا امیدی تو حق داری از این عشق به جز دوری چه دیدی تو را از دست دادم تو پایم ایستادی نبودم آن که دیدی غلط تشخیص دادی تو را می بوسم از دور ولی با نا امیدی تو حق داری از این عشق به جز دوری چه دیدی تو را از دست دادم تو پایم ایستادی نبودم آن که دیدی غلط تشخیص دادی دوری کن از دیوانه ای چون من این بهترین راه است دیوانه در آسمان من فقط جای مهتاب یک ماه است دیوانه از هرچه می گفتم پشیمانم مانند موهایت پریشانم اما خودم هم خوب می دانم این آخرین راه است دیوانه تو را می بوسم از دور ولی با نا امیدی تو حق داری از این عشق به جز دوری چه دیدی تو را از دست دادم تو پایم ایستادی نبودم آن که دیدی غلط تشخیص دادی