بستم بی خبر مو بار سفر با درد و حسرت از شهره خودم راهی شدمو رفتم به غربت ای تازه گلم ترکه تو کنم با چشمه خون بار گلابتونم گلابتونم خدانگهدار از نازو ادات از چشمه سیات روزم سیاه سیرم به خدا از عمره خودم خدا گواه میرم به سفر جایی که کسی نشه خبردار گلابتونم گلابتونُم خدانگهدار آه میزنُم دل ما به دریا زار و گریون دل به صحرا میزنُم با چشمه پر خون آه میرُم اونجا که کسی قدُرم بدونه میرُم اون جایی که بی نومو نشونه بستم بیخبر ما بار سفر با دردو حسرت از شهر خُودُم راهی شدمو رفتم به غربت ای تازه گُلُم ترکه تو کُنُم با چشمه خون بار گلابتونم گلابتونم خدانگهدار