مرا ببوس مرا ببوس.. برای اخرین بار تورا خدانگهدار که میروم.. به سوی سرنوشت بهار ما گذشته، گذشته ها گذشته منم به جستوجوی سرنوشت در میان طوفان هم پیمان با قایق ران ها گذشته از حان باید بگذشت از طوفان ها به نیمه شبها دارم با یارم پیمانها که برف و روزم آتشها بر کوهستانها شب سیه سفر کنم ز نیر ره گذر کنم نگه کن ای گل من، سرشک غم به دامن برای من میفکن... دختر زیبا، امشب بر تو مهمانم، من پیش تو میمانم، تا لب بگذاری بر لب من.. دختر زیبا، از شرم نگاه تو، چشم بی گناه تو روشن سازد ی این شب من مرا ببوس، مرا ببوس غروبها که میشه روشن چراغا میان از مدرسه خونه کلاغا یاد حرفای اون روزت میفتم که تو گفتی به جون دل شنفتم عجب غافل بودم من اسیر دل بودم، اسیر دل نبودم اگه عاقل بودم من.. یادت میاد به من گفتی چیکار کن، گفتی از مدرسه اونروز فرار کن، فرار کردم من اونروز زنگ اخر نرفتم مدرسه تا سال دیگر عجب غافل بودم من، اسیر دل بودم من، اسیر دل نبودم اگه عاقل بودم من