می دونم تو هم به من فکر میکنی شب و روز ولی اون آدم خود خواه و حسودی هنوز میدونم دست خودت نیست عوض نمیشی واسه زنده موندنم تو هم نفس نمیشی اما یکروز یجایی که خلوت کردی یه غریبه رو کنارت که دعوت کردی کاشکی هیچ حسی نباشه وقتی که میبوسیش کاش بگی دلت میخواد بازم پیشم برگردی از ما که گذشت واسه خودت یکاری کن خوبیامو اگه، اگه خواستی تلافی کن به پشت سرت برگرد و نگاهی کن پره حرفی بگو، بگو خودتو خالی کن اما یکروز یجایی که خلوت کردی یه غریبه رو کنارت که دعوت کردی کاشکی هیچ حسی نباشه وقتی که میبوسیش کاش بگی دلت میخواد بازم پیشم برگردی