همه شهر عاصین ازدست من /که انقدر درگیر بی تو بودنم که می گردم سراسیمه پیت / دائم در حال ترانه خوندنم چه رویایی شدی تو ذهن من / شدم هیچ و تویی تکرار من یه جور شستی عقل رو از سرم / که داغونه همه افکار من همه شهرعاصین ازدست من /که انقدر درگیر بی تو بودنم که می گردم سراسیمه پیت /مدام در حال ترانه خوندنم چه رویایی شدی تو ذهن من /شدم هیچ و تویی تکرار من یه جور شستی عقل رو از سرم / که داغونه همه افکار من شدم سردرگم دنیای تو / به دنبالت پی اواز تو چه تقدیری رقم زد عشق / به پایانم کشید اغاز تو همه دلواپس احوال من /منم دلواپس احوال تو دیگه عاصی شدن از دست من / که میگردم من دنبال تو شدم سردرگم دنیای تو به دنبالت پی اواز تو چه تقدیری رقم زد عشق به پایانم کشید اغاز تو چه رویایی شدی تو ذهن من /شدم هیچ و تویی تکرار من یه جور شستی عقل رو از سرم / که داغونه همه افکار من