پناه آخر من باش شده رویات همه چیزم دارم ترسامو هر لحظه تو آغوش تو میریزم یه باور تو جهان من با احساس تو درگیره به عمق باورم میرم چقد حست نفسگیره نمیخوام دل بسوزونه کسی از بین آدم ها تو که ناجی نباشی من همون بهتر بشم تنها همیشه درد تنهاییم یه باری شد روی دوشت تو این دنیای بی رحمی نذار کم شم از آغوشت نذار کم شم از آغوشت نذار کم شم از آغوشت کنار اومد دلت هربار با تکرار گناه من چقد عشق تو بی مرزه بازم شد جون پناه من تموم توبه هایی که شکستم مونده تو یادم یه پرسش توی ذهنم هست کی آدم میشه این آدم؟ نمیخوام دل بسوزونه کسی از بین آدم ها تو که ناجی نباشی من همون بهتر بشم تنها همیشه درد تنهاییم یه باری شد روی دوشت تو این دنیای بی رحمی نذار کم شم از آغوشت نذار کم شم از آغوشت نذار کم شم از آغوشت