هله نومید نباشی که تورا یار براند اگر امروز براند نه که فردات بخواند در اگر بر تو ببندد مرو و صبرکن آنجا ز پس صبر تورا او به سر صدرنشاند و اگر برتو ببندد همه ره ها و گذر ها ره دیگربنماید که کس آن راه نداند هله خاموش که بیگفت از این می همگان را بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند مدامم میکشی از عشق در باور نمیبینم در باور نمیبینم چنانم زندگی بخشی از این بهتر نمیبینم تو جان من جهان من زمینو آسمان من که در سرتاسر گیتی کسی سر تر نمیبینم که بی صبرانه می سازم برای دیدنت بازهم به دنبال تو می گردم تو درمانیو من دردم تورا می خواهم و این خواستن ها عالمی دارد جهان پیر است و بی بنیاد و هر لحظه غمی دارد تو را میخواهم و در هر شبانه روز میجویم جهان دار است و دلدار است جهان دارش و دلدارش هان که همدمی دارد که بی صبرانه می سازم برای دیدنت بازهم به دنبال تو میگردم تو درمانیو من دردم