ماه من بی تو مهری ندارم ، مهر توست ماه شب های تارم میخواهی ام هرچه هستم هرچه باشم ، میخواهمت عشق پیدا و پنهان من آغوش تو آرامشی در طوفان من ، با قلب تو می تپد دنیا در جان من میخواهی ام هرچه هستم هرچه باشم ، میخواهمت عشق پیدا و پنهان من مهر تو ماه شب های تارم ، ماه من بی تو مهری ندارم روی زخم روز و روزگارم ، با دل تو مرهم میگذارم پای تنهایی پایم نشستی ، مُشت غم های من را شکستی آن که بی مرز و بی انتظاری ، همدل من شو تنها تو هستی روح بیداری ، مستی هُشیاری ، نام تو جاری در سرنوشتم تن فدای تو جانم برای تو ، زیر پای تو خاک بهشتم مهر تو ماه شب های تارم ، ماه من بی تو مهری ندارم روی زخم روز و روزگارم ، با دل تو مرهم میگذارم میخواهمت …