من آسان دلبسته شدم... افتادم در دام خودم... بشکن دل مرا که ز دل گلایه دارم پی هر بهانه ای برود نمی گذارم یادت باشد از آن تو بود این دل که شکست... آه از عشق یادم باشد دلتنگی تو تقدیر من است... اه از عشق اه از عشق و غم زیبایش اتش اتش همه دریایش عاشق ماند و دل تنهایش آه از عشق و غم زیبایش آتش آتش همه دریایش عاشق ماند و دل تنهایش هیجان تو جان سخن نگران تو هر رگ من من و دل که تپد بخاطر تو بنگر که رسید کنون به دو راهی عقل و جنون به کجا بروم مسافر تو تو و رفتن و بی خبری من و ماندن در به دری من و بهت شب و سکوت باران تو و این همه سر نزدن من و این همه خیره شدن به عبور غمت از این خیابان آه از عشق و غم زیبایش آتش آتش همه دریایش عاشق ماند و دل تنهایش