بمیرم من که آوارو نبینم که از دستای تو میریزه بابا کدوم سیل از بهار خونه رد شد که هر فصل خدا پاییزه بابا بسوزم من که آتیش عذاب از در و دیوار آغوشت نباره کجا رخت بلا هم بسترت شد که خوابت جفت آرامش نداره نه آهی تو بساط خنده هاته نه با گریه دلت وا میشه بابا چه باری میکشی رو دوش اسمت که کوه از هر طرف تا میشه بابا پر پروانه تو مشت کدوم باد به سنگ سینه دلشوره کوبید که نون سفره مون از رونق افتاد که چرخ زندگی وارونه چرخید بگم یا بگذرم از حال ابری که رو داغ دلش رگبار خونه بزن زیر گلوی گریه بابا علاج کار تو با آسمونه نه آهی تو بساط خنده هاته نه با گریه دلت وا میشه بابا چه باری میکشی رو دوش اسمت که کوه از هر طرف تا میشه بابا نه آهی تو بساط خنده هاته نه با گریه دلت وا میشه بابا چه باری میکشی رو دوش اسمت که کوه از هر طرف تا میشه بابا