منو تو آغوشت بگیر شاید کمی آروم بشم من سال های ساله که محتاج این آرامشم منو تو آغوشت بگیر تا حس کنم که زنده ام من عمری دچار یک دنیای بی آینده ام امروز روز چندمه این فصل بی تولده فصلی که یه لبخند تو تمام دل خوشیم شده خوشبختی یعنی هر نفس تو رو تماشا می کنم تو گرمی دستای تو فردامو پیدا می کنم منو تو آغوشت بگیر شاید کمی آروم بشم من سال های ساله ک محتاج این آرامشم منو تو آغوشت بگیر که خیلی وقته عاشقم که خیلی وقته خسته از شمردن دقایقم نمی دونم چرا هنوز اینقد غریب و مبهمی چیزی بگو تا لحظه ای باور کنم که پیشمی کم نشو از دنیای من حالا که سرد و یخ زده ام حالا که با این همه عشق به دیدن تو اومدم منو تو آغوشت بگیر شاید کمی آروم بشم من سال های ساله ک محتاج این آرامشم منو تو آغوشت بگیر تا حس کنم که زنده ام من عمری دچار یک دنیای بی آینده ام