امشب یه غم توی دلمه که باز واسم ته نداره یادش کاری میکنه چشام تا خود صبح بباره هر کی یه روز اومد توی دل من فرداش رفت قلبی که یه عمری به من داده بودُ برداشت رفت بیقراره دلم بی تو آروم نداره نگم برات الان یک چند وقتی که نیستی حس و حال نداره یه بیماره رفتی واسه خوشی ساعتی شد عشقت واسه من چه قیمتی شد چقدر بعد رفتنت به این دلم بی حرمتی شد بد کردی به دلم چیزی نمونده توی دلم هر چی دیدم بهت خندیم و هی به روت نیاوردم که نگی وسواسه نپرسیدی از خودت دلم رو کی به جز تو حساسه بد کردی به دلم چیزی نمونده توی دلم هر چی دیدم بهت خندیم و هی به روت نیاوردم که نگی وسواسه نپرسیدی از خودت دلم رو کی به جز تو حساسه امشب یه غم توی دلمه که باز واسم ته نداره یادش کاری میکنه که چشام تا خود صبح بباره هر کی یه روز اومد توی دل من فرداش رفت قلبی که یه عمری به من داده بودُ برداشت رفت باز یه آتیشه دلم معرفت حالیشه دلم وقتی که نیستی پیشم یه دیوونه و روانی میشه دلم باز یه فریاده دلم از رو بوم افتاده دلم باز یه دیوونه و خیابونه و یه بیداده دلم بد کردی به دلم چیزی نمونده توی دلم هر چی دیدم بهت خندیم و هی به روت نیاوردم که نگی وسواسه نپرسیدی از خودت دلم رو کی به جز تو حساسه بد کردی به دلم چیزی نمونده توی دلم هر چی دیدم بهت خندیم و هی به روت نیاوردم که نگی وسواسه نپرسیدی از خودت دلم رو کی به جز تو حساسه امشب یه غم تو دلمه که باز واسم ته نداره یادش کاری میکنه که چشام تا خود صبح بباره هر کی یه روز اومد توی دل من فرداش رفت قلبی که یه عمری به من داده بودُ برداشت رفت