دریا واسه کشتیای بیسرنشین جا نداره پس من چرا غرق بودم؟ تهران که دریا نداره! این گوشه از شهر امنه، من سعی کردم نمیرم انقد نمیرم که آخر این گوشه پهلو بگیرم تو سالها سرنشینِ این گوشه از شهر بودی اما با من که همیشه همسایهتم قهر بودی آرامش قبل طوفان، ابروی اون روی ماهه اخمت به من گفت هرشب، طوفان سختی تو راهه چند روز، چند سال، چند قرن، از ردپامون گذشته قلبم به عمر یه تاریخ از این خیابون گذشته قلبم مث گوشماهی با موج موهات رفیقه عشق من این تنگ کوچیک، کوچیکه اما عمیقه دریا واسه کشتیای بیسرنشین جا نداره پس من چرا غرق بودم؟ تهران که دریا نداره! هر جا پیت رفتهبودم، دلتنگ برگشتهبودم آشفته و خسته انگار از جنگ برگشتهبودم من خوب بودم تا این شهر با خشک سالیش بدم کرد خوب شد، خدا رحم کرد و عشق تو دریازدهم کرد دریا واسه کشتیای بیسرنشین جا نداره پس من چرا غرق بودم؟ تهران که دریا نداره!