متن کامل ترانه اجراشده در این قطعه:
صبر کن
خواننده: محمد معتمدی
شاعر: زندهیاد افشین یداللهی
آهنگساز: مهیار علیزاده
از قصهی همراهیِ ما با تو خبر نیست
ای آینهخو، صبر کن، این رسم سفر نیست
باور نتوان کرد که آن عشقِ همیشه
بودهست کنارِ من و امروز دگر نیست
من تشنهی مرگم، تو چرا بال گشودی؟
پیش از تو مرا نوبت پرواز مگر نیست؟
در دشت مگر غنچهی سرخی که دمیدهست
این باغِ پر از لاله بهجز خون جگر نیست؟
من تشنهی پرواز و تو سرگرمِ تماشا
ای آینهخو، صبر کن، این رسم سفر نیست
من تشنهی مرگم، تو چرا بال گشودی؟
پیش از تو مرا نوبت پرواز مگر نیست؟
من تشنهی پرواز و تو سرگرمِ تماشا
ای آینهخو، صبر کن، این رسم سفر نیست
ای آینهخو، صبر کن، این رسم سفر نیست
ای آینهخو، صبر کن، این رسم سفر نیست...