دگر ای اختره شبگرد
مگرد
دگـر ای مـرغه شباهنگ
مخوان
دگر ای ناله ی شبگیر
بمیر
دگر ای مهره فروزنده
بر این کلبه مـتاب
و تـو ای ظلمت جاوید،بمان
همهجا-تیره و تار
همهجا حیله و رنگ
همهجا
پای شرف خورده به سنگ
نه بـه سر مانده هوس
نه به دل مانده قرار
نوبهار است ولی نیست به گلزار گلی
هـمهجا مانده به جا
نقش زمستان، سیاه
آه از ایـن درد بـزرگ
پای شرفخورده به سنگ
نه بـه سر مانده هوس
نه به دل مانده قرار
نوبهار است ولی نیست به گلزار گلی
هـمهجا مانده به جا
نقش زمستان،سیاه
آه از ایـندرد بـزرگ