دنیا الان به قدری تنگه برام که هر لحظه ممکنه خفه شم انگار از کنارم یه عالم با کراهت رد میشنو دارم به همه شک اینم فرق من درونه یه مرد ولی با احساس یه زن زندانیم من از ترس ننگ فرار از یه جنگ از اصابت سنگ تو بغل مرگ خوابیدم تو جای من نیستی نگو میفهممت تو حال من نیستی نگو میبخشمت ... با این من غریبه م نمیدونم به چی شبیهم نمیدونم این تن مال منه یا که من تو این بدنا اسیرم طول کشید تا که فهمیدم فرقی نیست بین خودممو حقیقت منم مثل تو یه آدمم که فقط فرق داره کمی غریزه ش دور کنیم باور از اندیشه باید بفهمیم منطق طبیعت کی گفته این دنیا مال تو فقط تو شدی بهترین سلیقه ش باید بدونی حقمه زندگی کنمو مهم نباشه شکل چی شدمو بدونی من میگم کی میخوام باشم دلا به هم اینجوری تکیه میکنن تو جای من نیستی نگو میفهممت تو حال من نیستی نگو میبخشمت