دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت
خون از رخم بشوی که تیر از پرم گذشت
سر بکشیدم از دل این دود شعله وار
تا این شب در برابر چشم ترم گذشت
شوق رهاییم در زندان غم شکست
بوی خوش سپیده دم از سنگرم گذشت
دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت
خون از رخم بشوی که تیر از پرم گذشت
با همرهان بگوی سراغ وطن گرفت
هر جا که ذره ذره ی خاکسترم گذشت
با همرهان بگوی سراغ وطن گرفت
هر جا که ذره ذره ی خاکسترم گذشت
خورشید ها شکفت هر قطره خون من
هر جا که پاره های دل پر پرم گذشت
در پرده های دیده من باغ گل دمید
نام وطن چو بر ورق دفترم گذشت
خورشید ها شکفت هر قطره خون من
هر جا که پاره های دل پر پرم گذشت
در پرده های دیده من باغ گل دمید
نام وطن چو بر ورق دفترم گذشت
دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت
خون از رخم بشوی که تیر از پرم گذشت