متن آهنگ سرگردان از حیدر احمدی

ای خدا این وصل را هجران مکن سرخوشان عشق را نالان مکن  باغ جان را تازه و سرسبز دار قصد این بستان و این مستان مکن  چون خزان بر شاخ و برگ دل مزن خلق را مسکین و سرگردان مکن  بر درختی کآشیان مرغ  توستشاخ مشکن مرغ را پران مکن  جمع و شمع خویش را برهم مزن دشمنان را کور کن شادان مکن  گر چه دزدان خصم روز روشنند آنچه می‌خواهد دل ایشان مکن   کعبه اقبال این حلقه است و بس  کعبه امید را ویران مکن  این طناب خیمه را برهم مزن خیمه توست آخر ای سلطان مکن  نیست در عالم ز هجران تلخ تر هرچه خواهی کن ولیکن آن مکن 
                            
                        
دانلود و پخش آهنگ سرگردان