Zakhm
دروغ بودن اشکات همه
هرچی میگذره میبینم که این زخم باز تره
قلبم تنها تره
تنها تره
دلم تنگ میشه همش ولی نمیخوام برگردی
من بیتو روزام نمیگذره و تو تنهاییتو دادی به من ترجیح
صدبار گفتم نرو با اینکه میدونستم نداره هرچی بگم فرقی
تو تصمیمتو گرفته بودیو آخر منو ترک کردی
نبود منطقی برام هیچکدوم از حرفات
نتونستم درکت کنم هرچقدم خودمو گذاشتم من جات
توم شدی یه درس دیگه یه زخم دیگه
نداشتی ظرفیتشو نباید میذاشتم من صدمو برات
تو نخواستی بسازی، نخواستی بمونی
تو حتی ندادی یه فرصت یا تلاش نکردی که شاید بتونیم
خوبیامو زدم تو سرت و به روت آوردم که قدر بدونی
ولی خب راست گفتی آخر موندنت نیستش که زوری
دلم تنگ میشه همش ولی نمیخوام برگردی
من بیتو روزام نمیگذره و تو تنهاییتو دادی به من ترجیح
صدبار گفتم نرو با اینکه میدونستم نداره هرچی بگم فرقی
تو تصمیمتو گرفته بودیو آخر منو ترک کردی
نه دیگه کاری دارم باهات. نه حتی میبخشمت.
بسه هرچقد بدی کردی بهم هرچی آسیب دیدم سرت
تو خودت کارایی میکنی هرچی میگذره بیشتر ازت میشم زده
تورو نمیفهممت
دلت تنگ میشه توهم یه روز
ولی نیستم من اون وقت بدون
پشیمون میشی وقتی دیر شده
یادت میفته ۱۰۰ دفعه گفتم بمون
گفتم بده یه فرصت به هردومون
دلم تنگ میشه همش ولی نمیخوام برگردی
من بیتو روزام نمیگذره و تو تنهاییتو دادی به من ترجیح
صدبار گفتم نرو با اینکه میدونستم نداره هرچی بگم فرقی
تو تصمیمتو گرفته بودیو آخر منو ترک کردی