بازیگر
جان هاستون (5 اوت 1906 – 28 اوت 1987) کارگردان فیلم، نویسنده فیلمنامه، بازیگر و هنرمند هنری آمریکایی بود. او فیلمنامه اکثر فیلمهای خود را که 37 فیلم بود، نوشته بود که بسیاری از آنها به عنوان کلاسیک امروز شناخته میشوند: مالتزی فالکون (1941)، خزانه سیرا مادره (1948)، جंगल آسفالت (1950)، ملکه آفریقا (1951)، بدکاران (1961)، شهر چوب (1972)، مردی که پادشاه میخواهد (1975) و افتخار پرززی (1985). در سالهای اولیه، هاستون در پاریس به عنوان نقاش هنری تحصیل و کار کرد. او در طول زندگی حرفهای خود، جنبههای بصری فیلمهای خود را بررسی کرد. او هر صحنه را قبل از فیلمبرداری روی کاغذ ترسیم میکرد و سپس با دقت شخصیتهای فیلم را در طول فیلمبرداری چیدمان میکرد. در حالی که اکثر کارگردانان به ویرایش پس از تولید برای شکل دادن به کارهای نهایی خود متکی هستند، هاستون در عوض فیلمهای خود را در طول فیلمبرداری ایجاد کرد و با کمی ویرایش مورد نیاز بود. برخی از فیلمهای هاستون اقتباس از رمانهای مهم بودند که اغلب یک "مأموریت قهرمانانه" را به تصویر میکشند، مانند مoby دیک یا نشان قرمز شجاعت. در بسیاری از فیلمها، گروههای مختلف افراد در حالی که در حال تلاش برای یک هدف مشترک هستند، به سرنوشت خود میروند و تشکیل "پیمانههای ویرانگر" میدهند که فیلمها را با تنش بصری و دراماتیک میسازد. بسیاری از فیلمهای او موضوعات مانند دین، معنا، حقیقت، آزادی، روانشناسی، استعمار و جنگ را شامل میشود. هاستون به عنوان "یک Titan"، "یک شورشی" و "یک مرد رنسانس" در صنعت فیلم هالیوود شناخته شده است. نویسنده ایان فریر او را به عنوان "سینمای ارونست همینگوی" توصیف میکند - یک فیلمساز که "هیچگاه از مسائل سخت سرسره نمیرود". در طول